.:[شه بـی سر]:.

پیچیده شمیمت همه جاای شه بی سرچون شیشه ی عطری که سرش گم شده بـاشد

.:[شه بـی سر]:.

پیچیده شمیمت همه جاای شه بی سرچون شیشه ی عطری که سرش گم شده بـاشد

.:[شه بـی سر]:.

آن کشــتـه کــه بــردنـد بـه یغــما کفنـش را

تیــر از پــی تیـــر آمــد و پوشــاــند تــنش را

خـون از مــژه میــریخــت به تشییــع غریبش

آن نیـــزه کــه میبــرد ســــر بــی بــدنش را

پیـــراهنـــی از نیــزه و شمــشیر بـه تن کرد

بــا خــــار عــوض کـــرد گــــل پیـــرهنـش را

زیبــا تــر از ایـن چیـــست کــه پروانه بسوزد

شــمعی بـه طـــواف آمــده پـرپــر زدنــش را

آغــوش گــشــایـــد بـــه تــســـلای عـزیــزان

یــا خـــاک کنـــد یـوســف دور از وطـــنــش را

خورشــیــد فــروزان شــده در تـیـرگـی شـام

تــا بــاز به دنــیــا بـرســـانـــد ســخــنــــش را

...[فاضل نظری]...

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین مطالب

از دل برخواسته

دوشنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۴۴ ب.ظ

دلم میخواهد بنویسم اشک بریزم آنچه درون این دل نهفته است را بیرون بریزم 

دلم میخواهد باقلم گوشه ای از عظمت آن روز را با اندک واژه ها بیان کنم 

بنوسم ازسیل اشک ها بر گونه ی کبودکودکان بی رمق دامن سوخته 

وپیکر های لاله گون باخارنیزه ها فتاده بر اقلیم کربلا 

از ترک های لب  عطشان مظلومان کربلا

وخیمه هایی که درآتش خشم کوفیان  شعله می تازند

بگویم ز فرات خجل از روی حسین وشرمسار سقّای کربلا

ازمهربان پرستار دشت نینواویتیمی آوارگان کربلا 

چه سخت است ترسیم  پاره ای زکرب بلا

هرچند بگویم داغ آن روز را نمیتوان بر زبان جاری ساخت واز نوشتن باز می ایستم

 کلمات یاری دل سوزان من را ندارند. 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۱۲/۲۵
لبیک یاحسین ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.